ریشه · یونانی
enter/oانترو
روده
از یونانی ἔντερον — énteron · intestine
به روده (بهویژه رودهٔ باریک) اشاره دارد.
واژههای ساختهشده از این جزء
۱۳ واژهگوارش و کبدانترورافیEnterorrhaphyenterrrhaphyبخیهٔ رودهگوارش و کبدانتروراژیEnterorrhagiaenterrrhagiaخونریزیِ رودهگوارش و کبدانتروستومیEnterostomyenterstomyساختنِ دهانه در رودهگوارش و کبدانتروسلEnteroceleenterceleفتقِ رودهگوارش و کبدانتروسکوپیEnteroscopyenterscopyمشاهدهٔ رودهگوارش و کبدانترولیتEnterolithenterlithسنگِ رودهگوارش و کبدانتروپاتیEnteropathyenterpathyبیماریِ رودهگوارش و کبدانتروپلاستیEnteroplastyenterplastyبازسازیِ رودهگوارش و کبدانتروپکسیEnteropexyenterpexyتثبیتِ رودهگوارش و کبدانتریتEnteritisenteritisالتهابِ رودهٔ باریکگوارش و کبدگاستروانتروستومیGastroenterostomygastrenterstomyساختنِ دهانه میانِ معده و رودهگوارش و کبدگاستروانتروپاتیGastroenteropathygastrenterpathyبیماریِ معده و رودهگوارش و کبدگاستروانتریتGastroenteritisgastrenteritisالتهابِ معده و روده
ریشههای مرتبط
hepat/oکبد۱۵gastr/oمعده۱۵col/oرودهٔ بزرگ۸appendic/oآپاندیس۱chol/eصفرا۱۱-phagiaبلع۸proct/oمقعد/راستروده۸-pepsiaهضم۱splen/oطحال۱۲-emesisاستفراغ۱pancreat/oلوزالمعده۴esophag/oمری۸duoden/oاثناعشر۴periton/oصفاق۲cirrh/oزردِ نارنجی۱lapar/oشکم۳pylor/oپیلور۳jejun/oژژنوم۲ile/oایلئوم۲cec/oسکوم۳sigmoid/oسیگموئید۲rect/oرکتوم۲