ریشه · یونانی
laryng/oلارنگو
حنجره
از یونانی λάρυγξ — lárunx · larynx
به حنجره (جعبهٔ صدا) اشاره دارد (laryng-itis).
واژههای ساختهشده از این جزء
۱۱ واژهریه و تنفسلارنژکتومیLaryngectomylaryngectomyبرداشتنِ حنجرهگوش، حلق و بینیلارنژیتLaryngitislaryngitisالتهابِ حنجرهگوش، حلق و بینیلارنگالژیLaryngalgialaryngalgiaدردِ حنجرهگوش، حلق و بینیلارنگواستنوزLaryngostenosislaryngstenosisوضعیتِ تنگیِ حنجرهگوش، حلق و بینیلارنگواسپاسمLaryngospasmlaryngspasmانقباضِ حنجرهگوش، حلق و بینیلارنگوسلLaryngocelelaryngceleکیسهٔ [هواییِ] حنجرهگوش، حلق و بینیلارنگوسکوپیLaryngoscopylaryngscopyدیدنِ حنجره با ابزارریه و تنفسلارنگومالاسیLaryngomalacialaryngmalaciaنرمیِ حنجرهریه و تنفسلارنگوپلاستیLaryngoplastylaryngplastyبازسازیِ حنجرهگوش، حلق و بینیلارنگوپلژیLaryngoplegialaryngplegiaفلجِ حنجرهرادیولوژی و تصویربرداریلارنگوگرافیLaryngographylarynggraphyحنجرهنگاری