پیشوند · یونانی
para-پارا
کنار، در امتداد، غیرطبیعی
از یونانی παρά — pará · beside, abnormal
بر مجاورت یا انحراف از حالت طبیعی دلالت دارد (para-plegia: فلج نیمهٔ پایینی بدن).
واژههای ساختهشده از این جزء
۱۱ واژهغدد و متابولیسمهایپرپاراتیروئیدیسمHyperparathyroidismhyperparathyroidismوضعیتِ زیادیِ [کارِ] غدهٔ کنارِ تیروئیدغدد و متابولیسمهایپوپاراتیروئیدیسمHypoparathyroidismhypoparathyroidismوضعیتِ کمیِ [کارِ] غدهٔ کنارِ تیروئیدغدد و متابولیسمپاراتیروئیدParathyroidparathyroid[غدهٔ] کنارِ تیروئیدمغز و اعصابپاراستزیParesthesiaparaesthesiaحسِ نابهجاروانپزشکیپاراسومنیاParasomniaparasomniaوضعیتِ خوابِ نابهجاروانپزشکیپارامنزیاParamnesiaparamnesiaوضعیتِ نادرستیِ حافظهروانپزشکیپارانویاParanoiaparanoiaاندیشیدنِ نابهجامغز و اعصابپاراپارزیParaparesisparaparesisفلجِ خفیفِ دو انداممغز و اعصابپاراپلژیParaplegiaparaplegiaفلجِ نیمهٔ پایینی بدنگوش، حلق و بینیپاروسمیParosmiaparosmiaبویاییِ نابهجاپوستپارونیکیاParonychiaparonychiaوضعیتِ کنارِ ناخن