مدیکاوا کالبدشکافیِ واژه‌های پزشکی
ریشه · یونانی
neur/oنورو

عصب

از یونانی νεῦρονneûron · nerve

ریشهٔ مرکزی واژه‌های عصبی و رشتهٔ مغز و اعصاب.

واژه‌های ساخته‌شده از این جزء

۲۲ واژه
روان‌پزشکیسایکونوروزPsychoneurosispsychneurosisوضعیتِ روانی-عصبیمغز و اعصابمونونوریتMononeuritismononeuritisالتهابِ یک عصبروان‌پزشکینوراستنیNeurasthenianeurastheniaضعفِ عصبیمغز و اعصابنورالژیNeuralgianeuralgiaدردِ عصبمغز و اعصابنوروبلاستNeuroblastneurblastسلولِ نابالغِ عصبسرطان‌شناسینوروبلاستوماNeuroblastomaneurblastomaتومورِ سلولِ نابالغِ عصبیمغز و اعصابنوروتومیNeurotomyneurtomyبرشِ عصبمغز و اعصابنورورافیNeurorrhaphyneurrrhaphyبخیهٔ عصبروان‌پزشکینوروزیسNeurosisneurosisوضعیتِ عصبسرطان‌شناسینوروفیبروماNeurofibromaneurfibromaتومورِ رشته‌ایِ عصبمغز و اعصابنورولوژیNeurologyneurlogyمطالعهٔ اعصابمغز و اعصابنورولیزNeurolysisneurlysisتجزیه/آزادسازیِ عصبمغز و اعصابنورومNeuromaneuromaتومورِ عصبمغز و اعصابنوروپاتیNeuropathyneurpathyبیماریِ عصبمغز و اعصابنوروپلاستیNeuroplastyneurplastyبازسازیِ عصبمغز و اعصابنوروژنزNeurogenesisneurgenesisپیدایشِ عصبمغز و اعصابنوروژنیکNeurogenicneurgenicعصب‌زادمغز و اعصابنورکتومیNeurectomyneurectomyبرداشتنِ عصبمغز و اعصابنوریتNeuritisneuritisالتهابِ عصبمغز و اعصابپلی‌نوروپاتیPolyneuropathypolyneurpathyبیماریِ چند عصبمغز و اعصابپلی‌نوریتPolyneuritispolyneuritisالتهابِ چند عصبمغز و اعصابگانگلیونوروماGanglioneuromaganglineuromaتومورِ گانگلیونِ عصبی

ریشه‌های مرتبط