پیشوند · یونانی
hyper-هایپر
بیشازحد، افزون، بالا
از یونانی ὑπέρ — hupér · excessive, above
بر افزایش یا فراتر از حد طبیعی دلالت دارد؛ نقطهٔ مقابل hypo- (کم).
واژههای ساختهشده از این جزء
۲۸ واژهمفاهیم عمومی و تشخیصهایپرآلژزیHyperalgesiahyperalgesiaحسِ دردِ زیادمغز و اعصابهایپراستزیHyperesthesiahyperesthesiaپُرحسیغدد و متابولیسمهایپرانسولینیسمHyperinsulinismhyperinsulinismوضعیتِ زیادیِ انسولینگوش، حلق و بینیهایپراکوزیسHyperacusishyperacusisپُرشنواییمفاهیم عمومی و تشخیصهایپرترمیHyperthermiahyperthermiaدمای بیشازحدِ بدنقلب و عروقهایپرتروفیHypertrophyhypertrophyرشدِ بیشازحدپوستهایپرتریکوزHypertrichosishypertrichosisوضعیتِ موی زیادغدد و متابولیسمهایپرتیروئیدیسمHyperthyroidismhyperthyroidismوضعیتِ پرکاریِ تیروئیدروانپزشکیهایپرسومنیاHypersomniahypersomniaوضعیتِ خوابِ زیادمفاهیم عمومی و تشخیصهایپرفاژیاHyperphagiahyperphagiaپُرخوریغدد و متابولیسمهایپرلیپیدمیHyperlipidemiahyperlipidemiaچربیِ بالای خونروانپزشکیهایپرمنزیHypermnesiahypermnesiaحافظهٔ بیش از حدمفاهیم عمومی و تشخیصهایپرمیHyperemiahyperemiaخونِ زیاد [در ناحیه]غدد و متابولیسمهایپرناترمیHypernatremiahypernatremiaزیادیِ سدیمِ خونپوستهایپرهیدروزHyperhidrosishyperhidrosisعرقِ زیادگوش، حلق و بینیهایپروسمیHyperosmiahyperosmiaپُربویاییغدد و متابولیسمهایپرپاراتیروئیدیسمHyperparathyroidismhyperparathyroidismوضعیتِ زیادیِ [کارِ] غدهٔ کنارِ تیروئیدمفاهیم عمومی و تشخیصهایپرپلازیHyperplasiahyperplasiaافزایشِ شمارِ سلولهاریه و تنفسهایپرپنهHyperpneahyperpneaتنفسِ زیادغدد و متابولیسمهایپرکالمیHyperkalemiahyperkalemiaپتاسیمِ بالای خونپوستهایپرکراتوزHyperkeratosishyperkeratosisضخیمشدنِ لایهٔ شاخی پوستغدد و متابولیسمهایپرکلرمیHyperchloremiahyperchloremiaزیادیِ کلرِ خونغدد و متابولیسمهایپرکلسمیHypercalcemiahypercalcemiaکلسیمِ بالای خونغدد و متابولیسمهایپرکلسیوریHypercalciuriahypercalcuriaکلسیمِ زیادِ ادرارمغز و اعصابهایپرکینزیHyperkinesiahyperkinesiaحرکتِ زیادغدد و متابولیسمهایپرگلیسمیHyperglycemiahyperglycemiaوضعیتِ زیادیِ قند در خونخونشناسیهیپرکرومیHyperchromiahyperchromiaوضعیتِ پُررنگیِ [گلبول]قلب و عروقپرفشاری خونHypertensionhypertensionفشارِ بیشازحد