پیشوند · یونانی
peri-پری
پیرامون، گِرداگِرد
از یونانی περί — perí · around, surrounding
به ساختاری که گرداگرد اندام دیگری است اشاره دارد (مثل peri-cardium: پیراشامهٔ قلب).
واژههای ساختهشده از این جزء
۱۰ واژهدندان و دهانپریودانتیکسPeriodonticsperiodonticsدانشِ پیرامونِ دنداندندان و دهانپریودنتوزPeriodontosisperiodontosisوضعیتِ پیرامونِ دنداندندان و دهانپریودنتیتPeriodontitisperiodontitisالتهابِ بافتِ اطرافِ دندانقلب و عروقپریکاردیتPericarditispericardiitisالتهابِ پیراشامهٔ قلبقلب و عروقپریکاردیوتومیPericardiotomypericarditomyبرشِ پیراشامهقلب و عروقپریکاردیورافیPericardiorrhaphypericardirrhaphyبخیهٔ پیراشامهقلب و عروقپریکاردیوستومیPericardiostomypericardistomyساختنِ دهانه در پیراشامهقلب و عروقپریکاردیوسنتزPericardiocentesispericardicentesisکشیدنِ مایع از پیراشامهٔ قلبقلب و عروقپریکاردیکتومیPericardiectomypericardiectomyبرداشتنِ پیراشامهٔ قلبزنان و زایمانپریمتریتPerimetritisperimetritisالتهابِ پیرامونِ رحم