ریشه · یونانی
hemat/ohem-هماتو
خون
از یونانی αἷμα — haîma · blood
به دو صورت hemat/o و hem- میآید؛ در انگلیسی بریتانیایی haem-.
واژههای ساختهشده از این جزء
۱۹ واژهگوارش و کبدهماتمزHematemesishematemesisاستفراغِ خونخونشناسیهماتوسلHematocelehematceleکیسهٔ خونخونشناسیهماتولوژیHematologyhematlogyمطالعهٔ خونخونشناسیهماتومHematomahematomaتودهٔ خونخونشناسیهماتوپوئزHematopoiesishematpoiesisخونسازیخونشناسیهماتوژنزHematogenesishematgenesisپیدایشِ خونسرطانشناسیهمانژیوماHemangiomahemangiomaتومورِ رگهای خونیکلیه و مجاری ادراریهماچوریHematuriahematuriaخون در ادرارریه و تنفسهموتوراکسHemothoraxhemothoraxخون در قفسهٔ سینهکلیه و مجاری ادراریهمودیالیزHemodialysishemodialysisجداسازیِ مواد از خونخونشناسیهموراژیHemorrhagehemorrhageجاریشدنِ خونخونشناسیهموستازHemostasishemostasisبند آمدنِ خونخونشناسیهموسیدروزHemosiderosishemsiderosisوضعیتِ آهنِ خونیخونشناسیهموفیلیHemophiliahemophiliaتمایل به خونخونشناسیهمولیزHemolysishemolysisتجزیهٔ گلبولهای قرمزریه و تنفسهموپتیزیHemoptysishemoptysisخلطِ خونیخونشناسیهموپویزیسHemopoiesishempoiesisخونسازیخونشناسیهموگلوبینمیHemoglobinemiahemglobinemiaهموگلوبین در [پلاسمای] خونخونشناسیهموگلوبینوریHemoglobinuriahemglobinuriaهموگلوبین در ادرار